خرید بک لینک
گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانیم وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانیم داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشم تو هر چند از دو چـشم خودت می چکانیم مـن عابـــر شــکســته دل خـلوت توام تا بیـکران چشــم خـــودت مــی کشانیم یک مشـت بغض یخ زده تفسیر می کند انـــــدوه و درد غربــت بــی همــزبانیم وقــتی پـرید رنگ تو از پشت قصه ها تصــویر شد نهـــایت رنـــگــین کـمانیم تو، آن گلی که می شــکفی در خیال من پُر می شود ز عطر خوشــت زنــدگانیم در کـهــکشان چـشم تو گم می شود دلم سرگـشتـــه در نــــهایــتی از بی نشانیم زیــبـــاترین ردیف غـــزلهای من توئی ای یـــــ

برچسب: چه پر جرات می شود,درایو c پر می شود,چگونه صورت پر می شود,چرا رم کامپیوتر پر می شود,چرا درایو سی پر می شود,هوا پر مي شود از ارديبهشت,پر از شهاب می شود,وقتی درایو c پر می شود, نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

عزیز دلم : تا کي در انتظار گذاري بزاريم باز آي بعد از اين همه چشم انتظاريم ديشب به ياد زلف تو در پرده هاي ساز جانسوز بود شرح سيه روزگاريم بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود ديشب که ساز داشت سر سازگاريم شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد چشمي نماند شاهد شب زنده داريم شرمم کشد که بي تو نفس ميکشم هنوز تا زنده ام بس است همين شرمساريم

برچسب: شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز, نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

چه شد که سر نمیزنی ، به دفتر خیال من ؟ جواب کوتهی بده ، به جزوه ی سوال من سر مداد قلب من ، شکسته بعد رفتنت چه شد تعهّدات تو ، به عشق در قبال من همیشه عین و شین و قاف ، تمام مشق دفترم اگر که پرورش دهی ، ثمر دهد نهال من سر کلاس فهم دل ، اگر که شیطنت کنم خودت بده عزیز جان ، تقاص و گوشمال من تراش باورم بیا ، که تا تراوشی کند خیال واژه پرورم ، ز طبع بی مثال من به پاکن تبسّمی ، خطا و کینه پاک کن به درس عاشقی تویی ، دلیل اتّصال من یزدان صلاحی

برچسب: چه شد که قدر وفا,چه شد که معلمی را برگزیدم,چه شد که ماه مراد,چه شد که چنان شد,چه شد که معلم شدم,چی شد که عاشقت شدم,چی شد که چادری شدم,چه خوب شد که به دنیا آمدی,چه خوب شد که رفتی,چه خوب شد که برگشتی, نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

مانند یک بهار…. مانند یک عبور…. از راه میرسی و مرا تازه میکنی. همراه تو هزار عشق از راه میرسد همراه تو بهار… بردشت خشک سینه من سبز میشود. وقتی تو میرسی…. در کوچه های خلوت و تاریک قلب من … مهتاب میدمد… وقتی تو میرسی… ای آرزوی گم شده بغض های من… من نیز با تو به عشق میرسم…

برچسب: دانلود آهنگ تو از راه میرسی,تو از راه میرسی,سرزده از راه میرسی ستار,سرزده از راه میرسی,تو از راه میرسی گوگوش,وقتی که از راه میرسی,تو آنسان بهارانه از راه میرسی,دانلود وقتی از راه میرسی هایده,وقتی تو از راه میرسی,میرسی از راه روزی با شتاب, نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

سلام عزیزدلم بعد از سه سال دوباره اومدم برات بنویسم با همان عشق و علاقه دیرین چرا که تو بهترینی : قسم به حضرت چشمت گناه خواهم کرد حریم قلب تو را قبله گاه خواهم کرد اگر چه بنده ی دل بودنم خطاست ولی به حکم عشق ، تو را پادشاه خواهم کرد اگر خطاست یا اشتباه بوسه من تمام زندگی ام اشتباه خواهم کرد دوباره هجرت خورشید اگر فرا برسد به لطف صبر شبم را پگاه خواهم کرد نمیکنم گله از هیچکس ولی یک شب حسود را به خدا رو سیاه خواهم کرد هزار بار به دوزخ اگر برند مرا دوباره میکده را روبرو خواهم کرد

برچسب: نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

هیــچ چیز دلنشین تر از
این نیست که:

مدام نامت را صدا بزنم...

با یک علامت سؤال"؟"

و "تـــو" با حوصله جواب بدهی...

جـــــان دلـــــم !؟

برچسب: جان دلم,جان دلم عشقم,جان دلم شبرن,جان دلم عباس معروفی,برادر جان دلم تنگه,مهدی جان دلم گرفته,جوره جان دلم تنگ آمده,آقاجان دلم گرفته,برادر جان دلم تنگ است,برادر جان دلم تنگه داریوش, نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم برای یکدفه حرف از ته دلم بزنم اجازه هست بگویم که دوستت دارمو پیش چشم تو اینجا کمی قدم بزنم اجازه هست که در سایه تو بنشینمبه قول مردم ده زیر سایه دم بزنم شمارش نفست را به گوش من بسپار اجازه هست که موی ترا به هم بزنم اجازه هست ترا سخت در بغل گیرمرها شوم ز خودم بال در عدم بزنم اجازه هست صدایت کنم ترا عشقمبه پشتوانه تو آتشی به غم بزنم

برچسب: اجازه هست بگویم سلام حال شما,اجازه هست بگویم که عاشقت هستم,اجازه هست بگویم,اجازه هست بگویم سلام,اجازه هست بگویم چقدر خسته شدم, نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

بی تو چقدر خرد و خمیرند لحظه ها مثل من فلک زده پیرند لحظه ها مثل من فلک زده مثل من غریب در جای جای هفته اسیرند لحظه ها انگار در نگاه تو تکثیر می شوندانگار بر تو بخش پذیرند لحظه ها حالا منم و گریه بر این درد مشترک از زندگی بدون تو سیرند لحظه ها «بگذار تا مقابل روی تو بگذریم»پیش از دمی که بی تو بمیرند لحظه ها

برچسب: بی تو چقدر خرد و خمیرند لحظه ها, نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

تمام راه با توام

با تو پرندگان را تماشا می کنم
با تو زیر سایه ی درخت می نشینم
با تو تمام خستگی هایم را از تن بیرون می کنم
حتی بر زانوان تو به خواب می روم
راه که تمام می شود
باز هم دلتنگ توام

دلتنگ تمام آسمان و درخت
دلتنگ تمام پرنده های جهان
دلتنگ بال های خیالی
که تو را به من
که مرا به تو می رساند

برچسب: تمام راه های جلوگیری از بارداری, نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم تا دارمت نگاه به مردم نمی کنم در گیر و دار تلخ رسیدن به عشق حتی به جان خویش ترحم نمی کنم این فصل پا به ماه غمی ژرف گونه بود هرگز به این بهار تبسم نمی کنم من در بهشت عشق تو آدم شدم، ولی خود را خراب خوردن گندم نمی کنم ای بهترین بهانه برای نمردنم دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم

برچسب: دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم, نویسنده: علی مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

صفحه بندی